دانلود رمان نانحس ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان نانحس ویژه نگاه دانلود


دانلود رمان نانحس ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان نانحس ویژه نگاه دانلود 

و درد وقتی معنا پیدا می‌کند که در گیرودار افکار پوسیده‌ی اطرافیان، انگ «نحس» بخوری. از طوفان‌های همه‌جانبه

بریده باشی، از حرف‌های بی‌اساس دیگران و رسومات پوسیده و به دنبال سرپناه، پیش کسی بروی که فکر می‌کنی

هم‌خونت است؛ اما یک جاذبه و نیرو، همه‌چیز را تغییر می‌دهد و رازهای زیادی فاش می‌شود…
با تشکر از Nix عزیز که کمک شایانی به من در شروع رمان کرد.

دانلود رمان نانحس ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان نانحس ویژه نگاه دانلود

 

مقدمه:
وقتی که نبض زندگی با من
درخون نشست و غم دهن وا کرد
چشمانمان درهم گره خورد و 
آیینه را آیینه پیدا کرد
#علیرضا_آذر

پیشنهاد :دانلود رمان سلطنت اغواگران ویژه نگاه دانلود

قسمتی از داستان :

آروم در ورودی رو بستم و به داخل رفتم.
صدای پچ‌پچ می‌اومد، یکم جلوتر رفتم و پشت دیواری که راهروی ورودی رو به نشیمن متصل می‌کرد قایم شدم.
مامان و آقاجون رو مبلای سلطنتی طلایی‌رنگ نشسته و خیلی آروم مشغول صحبت بودن.
حس فضولیم که همیشه کار دستم می‌داد گل کرد.
چادرم رو از سرم برداشتم، مقنعه‌م رو از روی گوش سمت چپم کنار زدم و تمام تمرکزم رو، روی شنیدن حرفاشون گذاشتم.
آقاجون: «من نمی‌تونم بهش بگم حاج‌خانم. کار کارِ خودته.»
مامان: «من می‌دونم مخالفت می‌کنه.»
آقاجون کنترل تلویزیون دستش بود و کانالا رو بالا پایین می‌کرد و در همون حال، حواسش به حرفای مامان بود.
– حالا شما باهاش صحبت کن، شاید قبول کرد.
– من که چشمم آب نمی‌خوره؛ ولی چشم.
– بی‌بلا حاج خانم، حالا یه چای به ما می‌دی؟

پیشنهاد : دانلود رمان من به برلین نمی روم ویژه نگاه دانلود

مامان بلند شد، سریع مقنعه‌م رو درست کردم و با سلام بلندی وارد نشیمن شدم.
مامان ترسید و هین بلندی کشید.
آقاجون: «بچه جان ۲۵ سالت شده، کی می‌خوای بزرگ شی؟»
لبخند دندون‌نمایی زدم و هردوشون رو بوسیدم:
– چاکر حاج آقا
کلاه شاپوی خیالیم رو برای احترام برداشتم و دوباره رو سرم گذاشتم.
آقاجون خنده‌ای کرد و سری تکون داد.

منبع: سایت negahdl.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *